فریب در ازدواج
فریب در ازدواج مفهومی حقوقی است که به شرایطی اشاره دارد که یکی از زوجین با پنهانکاری یا القای اطلاعات نادرست، فرد مقابل را به تصمیمی مهم سوق میدهد. این وضعیت میتواند شامل اختفای واقعیتهای اساسی مانند مشکلات جسمی، سوابق کیفری یا وضعیت اقتصادی باشد.
در چنین موقعیتهایی شخص با ارائه تصویری ساختگی از خود، اعتماد طرف مقابل را جلب کرده و او را نسبت به تشکیل زندگی مشترک متقاعد میسازد. از منظر حقوقی، چنین اقداماتی تجاوز به حقوق بنیادین همسر آینده تلقی شده و از مصادیق رفتار مجرمانه شناخته میشود.
فریب در ازدواج هنگامی تحقق پیدا میکند که اراده فرد، تحتتأثیر دروغ یا تحریف قرار گیرد و تصمیمگیری او دچار خدشه شود. عنصر مادی این جرم بر ارائه آگاهانه اطلاعات خلاف واقع یا حذف حقایق اساسی استوار است به نحوی که فرد زیان دیده در غیاب این دادههای نادرست احتمالا انتخاب دیگری میکرد.
خسارت ناشی از این رفتار تنها محدود به جنبه مالی نبوده و ابعاد روحی و اجتماعی را نیز دربر میگیرد. به همین دلیل در حقوق کیفری کشور، چنین رفتارهایی به عنوان فعل مجرمانه مستقل تعریف و قابل پیگرد قضایی دانسته شدهاند.
فریب در ازدواج علاوهبر عناصر مادی به احراز عنصر روانی و قصد مجرمانه نیاز دارد. به عبارت دیگر، تنها وجود اطلاعات نادرست برای تحقق جرم کافی نیست و باید ثابت شود که فرد، آگاهانه با نیت اغفال و واداشتن طرف مقابل به عقد ازدواج اقدام کرده است.
قانونگذار در قانون مجازات اسلامی برای این رفتار ضمانت اجراهای مشخص پیشبینی کرده تا از سلامت تصمیمگیری افراد حمایت شود. هر زمان شخصی با علم به واقعیت، آن را کتمان کند یا دادههای حیاتی را تحریف سازد و این امر موجب رضایت طرف مقابل به ازدواج شود، امکان پیگرد کیفری او وجود دارد و دادگاه مجازات مناسب را اعمال خواهد کرد.
فریب در ازدواج توسط دوست پسر
فریب در ازدواج یکی از موضوعات مهم حقوق خانواده است که در قانون مدنی ایران بهصراحت مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی، هرگاه در یکی از طرفین صفتی شرط شده باشد و پس از عقد معلوم گردد که طرف مقابل فاقد آن صفت بوده یا با حیله و نیرنگ خود را دارای آن معرفی کرده است، برای طرف دیگر حق فسخ نکاح ایجاد میشود.
در بسیاری از پروندهها دیده میشود که برخی افراد، بهویژه در روابط عاطفی پیش از ازدواج، با پنهانکردن واقعیتهایی چون وضعیت مالی، تحصیلات، شغل، سابقه کیفری یا حتی بیماریهای مهم، طرف مقابل را فریب داده و او را به ازدواج ترغیب میکنند.
اینگونه رفتارها علاوه بر آنکه موجب بیاعتمادی و خدشه در بنیان زندگی مشترک میشود، در چارچوب قانونی میتواند مصداق تدلیس در نکاح و از موجبات فسخ عقد تلقی گردد.
در صورتی که فردی از سوی دوست پسر یا نامزد خود در جریان آشنایی و توافقات پیش از ازدواج، با ارائه اطلاعات نادرست یا پنهانکردن حقیقت فریب خورده باشد، قانون این حق را برای وی قائل است که پس از اثبات تدلیس در محاکم خانواده، درخواست فسخ نکاح یا حتی مطالبه خسارت نماید. در این موارد، دادگاه با بررسی ادله از جمله شهادت شهود، پیامها، مدارک و سایر قرائن، نسبت به احراز فریب اقدام میکند.
از منظر کیفری نیز اگر تدلیس همراه با سوءنیت و قصد تحصیل منافع مالی یا حیثیتی صورت گرفته باشد، میتواند تحت عنوان کلاهبرداری یا تحصیل مال نامشروع نیز مورد تعقیب قرار گیرد.
بنابراین آگاهی از حقوق قانونی و مشورت با بهترین وکیل تهران در این حوزه در چنین پروندههایی اهمیت ویژهای دارد تا فرد زیاندیده بتواند ضمن دفاع از حقوق خود، از تضییع آینده زندگی و آبرو جلوگیری کند.
فریب در ازدواج توسط زوجه
چنانچه زن پیش از ازدواج عیوب مهمی همچون نابینایی هر ۲ چشم، ابتلا به جنون، بیماریهای ناحیه تناسلی مانند افضا، قرن یا عفل، ناتوانیهای جسمی جدی مانند زمینگیری، یا بیماریهای مسری پوستی نظیر برص و جذام را پنهان کند و مرد از این موضوعات آگاهی نداشته باشد، شوهر میتواند بر اساس قانون مدنی تقاضای فسخ نکاح ارائه دهد.
افزون بر این، پنهانسازی مسائل مهم دیگری مانند وضعیت سلامت روان، سوابق خانوادگی یا ویژگیهای شخصیتی خاص نیز میتواند مبنای فسخ و مطالبه خسارت باشد. اگر این فریب همراه با سوءاستفاده مالی یا ایجاد اعتماد مضر باشد، امکان طرح شکایت کیفری علیه زن نیز وجود دارد.
قانون، حق دارد از طریق دادگاه، علاوهبر فسخ نکاح، مرد را در پیگیری خسارتهای مادی و معنوی یاری دهد تا از زیانهای ناشی از تدلیس جلوگیری شود.
فریب در ازدواج توسط زوج
در صورتی که مرد پیش از عقد با پنهانکردن واقعیتهای اساسی مانند ابتلا به جنون، ناتوانی جنسی، مشکلات جدی در اندام تناسلی، بیماریهای پوستی خطرناک مانند جذام یا برص، وضعیت مالی نامناسب یا سوابق تحصیلی و شغلی نادرست، زن را به ازدواج ترغیب کند، قانون مدنی حق فسخ نکاح را برای زن پیشبینی کرده است.
چنانچه زن پیش از عقد از این شرایط بیخبر بماند، میتواند با مراجعه به دفاتر خدمات قضایی و ثبت دادخواست، درخواست فسخ نکاح کند. علاوهبر این، اگر رفتار مرد منجر به جلب اعتماد مالی یا انتقال دارایی به او شود، امکان طرح شکایت کیفری تحت عناوینی چون کلاهبرداری یا خیانت در امانت نیز فراهم است. چنین اقداماتی علاوهبر ایجاد حق فسخ، میتواند مسئولیت کیفری و الزام به جبران خسارت را برای زوج در پی داشته باشد.
ارکان جرم فریب در ازدواج
جرم فریب در ازدواج زمانی شکل میگیرد که ۲ رکن اساسی یعنی رکن مادی و رکن معنوی در آن وجود داشته باشد.
- رکن مادی: این رکن شامل هرگونه اقدام یا عملی است که برای پنهان کردن نقص یا جلوه دادن ویژگی غیرواقعی انجام میشود، چه به صورت گفتاری و چه کتبی یا از طریق اسناد و مدارک. نمونههایی مانند ارائه مدرک تحصیلی جعلی، بیان ویژگیهای دروغین یا نمایش صفتی که در واقع وجود ندارد از مصادیق این رکن هستند. تشخیص اینکه این اقدامات مصداق فریب محسوب میشوند بر اساس عرف و قضاوت جامعه انجام میگیرد.
- رکن معنوی: برای تحقق جرم، اقدام انجام شده باید با قصد فریب و آگاهی کامل نسبت به اثر آن صورت گیرد؛ یعنی فرد باید به صورت عمدی و با نیت اغفال طرف مقابل عمل کرده باشد. اثبات این رکن را قانونگذار و دستگاه قضایی بر عهده دارد و نشان میدهد که هدف از اقدامات، گمراه کردن طرف مقابل و تأثیرگذاری بر تصمیمگیری وی در زمینه ازدواج بوده است.
قانون فریب در ازدواج
چارچوب قانونی مشخصی برای حمایت از طرف زیان دیده در فرایند فریب در ازدواج وجود دارد و شرایطی تعیین شده که در صورت ارائه اطلاعات نادرست یا پنهانکاری یکی از زوجین، طرف مقابل بتواند نکاح را فسخ کند. این قوانین، حق فسخ را در مواقعی که فریب یا عدم صداقت موجب خدشه به تصمیمگیری طرف دیگر شده باشد، تضمین میکنند و عدالت مالی و حقوقی را بین زوجین برقرار میسازند. در ادامه قوانین را بررسی میکنیم:
- ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی: جنون هر یک از زوجین، چه مستمر باشد و چه دورهای در صورتی که تثبیت شود، حق فسخ نکاح را برای طرف مقابل ایجاد میکند و امکان برهم زدن ازدواج را فراهم میسازد.
- ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی: در مرد، برخی از عیوب موجب حق فسخ برای زن خواهد شد که شامل خصاء، عنن حتی بدون برقراری رابطه زناشویی و قطع کامل توانایی جنسی است که مانع انجام عمل زناشویی میشود.
- ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی: عیوب مشخص در زن نیز موجب حق فسخ برای مرد میشود و فریب در ازدواج به شمار میآید؛ این عیوب شامل قرن، جذام، برص، افضاء، زمینگیری و نابینایی هر ۲ چشم هستند.
- ماده ۱۱۲۵ قانون مدنی: اگر جنون یا عنن مرد پس از عقد ایجاد شود، زن همچنان حق فسخ نکاح را خواهد داشت و میتواند بر اساس آن اقدام قانونی انجام دهد.
- ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی: هرگاه در یکی از طرفین صفت یا ویژگی خاصی شرط شده باشد و پس از عقد مشخص شود که طرف فاقد آن ویژگی بوده، حق فسخ برای طرف مقابل ایجاد میشود، چه این وصف به طور صریح در عقد آمده باشد و چه به صورت ضمنی توافق شده باشد.
مصادیق فریب در ازدواج
مصادیق فریب در ازدواج، رفتارهایی هستند که با هدف گمراه کردن طرف مقابل انجام میشوند و شامل موارد زیر است:
- وضعیت تحصیلی
- توان مالی و اقتصادی
- شغل و سمت کاری
- ازدواجهای قبلی و داشتن فرزند
- وضعیت سلامت جسمی و روانی
- ویژگیهای شخصیتی خاص
- اعتقادات و باورهای دینی
- روابط گذشته و خیانتهای احتمالی
نحوه اثبات فریب در ازدواج
برای اثبات فریب در ازدواج، جمعآوری شواهد معتبر و مستند اهمیت زیادی دارد و روشهای متعددی برای این کار وجود دارد. این روشها شامل موارد زیر میشود:
- جمعآوری ادله شفاهی و کتبی شامل پیامها، ایمیلها و مکالمات گذشته برای نشان دادن نادرستی ادعاهای طرف مقابل
- گواهی شهود افراد آشنا با رفتار و زندگی روزمره طرف مقابل
- مدارک قانونی مانند اسناد تحصیلی، سوابق پزشکی، وضعیت شغلی و مالی طرف مقابل
- تحقیقات خصوصی برای به دست آوردن اطلاعات موثق درباره سوابق و روابط قبلی
- مشاوره حقوقی با وکیل متخصص برای راهنمایی در جمعآوری شواهد و پیگیری قانونی پرونده
شکایت فریب در ازدواج
برای شکایت فریب در ازدواج و طرح دعوای فریبخورده در دادگاه، فرد میتواند به ۲ روش اقدام کند که عبارتند از:
- روش اول: فرد به محض آگاهی از تدلیس، خود اقدام به فسخ عقد کرده و با تکمیل اظهارنامه اراده خود را به طرف مقابل اعلام میکند. سپس دادخواست طلاق به دادگاه ارائه میشود تا صدور حکم برای تأیید فسخ صورت گیرد. در این حالت از زمان اعلام اراده، عقد فسخ شده تلقی میشود و حکم دادگاه فقط صحت اعمال حق فسخ را تأیید میکند. رویه قضایی نشان میدهد که دادگاهها چنین دادخواستی را میپذیرند و حکم فسخ صادر میکنند.
- روش دوم: بدون فسخ فوری عقد، فرد با ارائه موجبات فسخ درخواست صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح به دادگاه میدهد. در این حالت عقد تا صدور رأی معتبر است و حقوق و تکالیف زوجین باقی میماند. این روش امکان مطالبه مسائل مالی مانند مهریه، استرداد جهیزیه و سایر حقوق مرتبط را نیز فراهم میکند.
به طور کلی طبق ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی در صورتی که یکی از زوجین به دلیل تدلیس در ازدواج قصد فسخ نکاح را داشته باشد، نیازی به رعایت تشریفات معمول در طلاق وجود ندارد و فرد فریبخورده میتواند مستقیما از دادگاه درخواست فسخ عقد را مطرح کند. برای آغاز این فرایند، ابتدا باید به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کرده و از طریق ثبت اظهارنامه، تصمیم خود را به طرف مقابل اطلاع دهد.
در مرحله بعد، تنظیم دادخواست فسخ نکاح با استناد به تدلیس ضروری است. ارائه مدارکی نیز برای تکمیل پرونده و اثبات ادعا الزامی خواهد بود. این روند حقوقی به فرد زیان دیده امکان میدهد با اتکا به قانون از حق مسلم خود دفاع کند و مانع ادامه یافتن عقدی شود که بر پایه فریب شکل گرفته است.
مدارک شکایت فریب در ازدواج
برای پیگیری پرونده و اثبات فریب در ازدواج، ضروری است که مدارک معتبر و مستند را همراه داشته باشید. این مدارک شامل موارد زیر میشود:
- سند رسمی ازدواج
- مدارک هویتی طرفین
- شهود مطلع از فریب
- مدارک مستند فریب (پیامکها، ایمیلها، عکسها، مکاتبات متنی یا هر سند دیگری که نشاندهنده ارائه اطلاعات نادرست یا پنهانکاری باشد.)
شکواییه فریب در ازدواج
برای دانلود، کلیک کنید.

نمونه رای فریب در ازدواج
برای دانلود، کلیک کنید.

نظریه مشورتی فریب در ازدواج
برای دانلود، کلیک کنید.

دادخواست فریب در ازدواج
برای دانلود، کلیک کنید.

رای وحدت رویه در خصوص فریب در ازدواج
برای دانلود، کلیک کنید.

مهلت شکایت فریب در ازدواج
طرح شکایت درباره فریب در ازدواج در نظام حقوقی ایران محدودیت زمانی مشخص دارد و فرد زیان دیده باید در بازه ۶ ماهه اقدام کند. این بازه از لحظهای آغاز میشود که فرد برای نخستین بار از دروغ یا پنهانکاری همسر آگاه شده، نه از زمان امضای عقدنامه. بنابراین، اگر بعد از گذشت مدتی واقعیت آشکار شود، همچنان مهلت قانونی از همان تاریخ اطلاع محاسبه میشود و فرصت شکایت محفوظ خواهد بود.
شرایط فریب در ازدواج گاهی پیچیدهتر از حالت عادی است. در مواردی که تدلیس به شکل مستمر ادامه پیدا کرده یا آثار مخربی بر زندگی مشترک داشته باشد، قاضی امکان دارد شرایط خاص را بررسی و امکان تمدید مهلت را مدنظر قرار دهد.
با این حال، اصل اساسی آن است که بیتوجهی به مهلت ۶ ماهه میتواند موجب از بین رفتن حق شکایت شود و شخص دیگر نتواند برای پیگیری قضایی مراجعه کند.
مجازات فریب در ازدواج
تدلیس یا فریب در ازدواج از دیدگاه حقوق کیفری رفتاری مجرمانه تلقی میشود که با هدف اغفال طرف مقابل پیش از عقد صورت میگیرد. در ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامی تصریح شده است اگر یکی از زوجین با استفاده از ادعاهای نادرست مانند برخورداری از تحصیلات عالی، وضعیت مالی ممتاز، جایگاه اجتماعی خاص، شغل مهم یا حتی ادعای تجرد، همسر آینده را متقاعد کند و عقد بر اساس این باور شکل گیرد، مرتکب به حبس تعزیری 3 ماه تا ۲ سال محکوم خواهد شد.
فریب در ازدواج تنها به جنبه کیفری محدود نمیشود و آثار حقوقی مهمی نیز در پی دارد. ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی این حق را برای شخص فریبخورده پیشبینی کرده که بتواند نکاح را فسخ کند.
ویژگی این حق آن است که بلافاصله پس از اطلاع از فریب باید اعمال شود و هرگونه تأخیر میتواند مانع اجرای آن شود. این امتیاز قانونی به فرد زیان دیده فرصت میدهد بدون اتلاف وقت و با استناد به قانون، عقد را بیاثر کند و مانع تداوم رابطهای شود که بر پایه اعتماد مخدوش بنا شده است.
فریب در ازدواج همچنین میتواند زمینه مطالبه خسارت را فراهم کند. در صورتی که فرد زیان دیده به جای فسخ نکاح تصمیم به ادامه زندگی مشترک بگیرد اما دچار ضرر مالی شود، امکان طرح دعوا برای جبران خسارت وجود دارد.
نمونه بارز آن حالتی است که شوهر با تصور باکره بودن همسر ازدواج کرده و بعدا خلاف آن روشن شود. در این شرایط، او میتواند تفاوت مهریه زن باکره و غیرباکره را مطالبه کند. این رویکرد نشان میدهد قانونگذار علاوهبر مجازات کیفری، جبران ضرر مالی را نیز تضمین میکند.
تکلیف مهریه در فریب در ازدواج
تکلیف مهریه در فریب در ازدواج مستقیما به رفتارهای تدلیسی یکی از طرفین و پیامدهای مالی آن مرتبط است. اگر زن قبل از برقراری رابطه جنسی به دلیل کشف فریب مرد تصمیم به فسخ نکاح بگیرد، مهریه به او تعلق نخواهد گرفت. در مقابل در صورتی که فسخ نکاح پس از نزدیکی به دلیل عنن مرد صورت گیرد، قانون نیمی از مهریه را برای زن محفوظ میداند تا تعادل حقوقی بین طرفین حفظ شود.
جهت دریافت مشاوره حقوقی آنلاین کلیک کنید جهت دریافت مشاوره حقوقی آنلاین کلیک کنید
پیامدهای فریب و اعمال حق فسخ زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که زن با ارائه اطلاعات نادرست موجب تصمیم اشتباه مرد شود. اگر مرد پس از کشف فریب، نکاح را ادامه دهد، موظف به پرداخت کل مهریه خواهد بود.
اما در صورت استفاده از حق فسخ، پرداخت مهریه لازم نیست و حتی اگر قسمتی از آن پیشتر پرداخت شده باشد، امکان بازپسگیری فراهم میشود. به شما پیشنهاد میدهیم در صورت بروز این مشکل، حتما با بهترین وکیل مهریه تهران مشورت کنید.
فریب در ازدواج موقت
در صیغه موقت، فرد میتواند با ارائه اطلاعات نادرست، طرف مقابل را گمراه کند. همچنین معرفی خود به عنوان مجرد در حالی که متأهل است یا پنهان کردن عیوب ظاهری از سوی زن، مصداق فریب محسوب میشود. در چنین شرایطی، فرد فریبخورده میتواند حق فسخ عقد موقت را اعمال و عقد را باطل کند.
مجازات فریب در ازدواج موقت
فریب ازدواج موقت زمانی رخ میدهد که یکی از طرفین با ارائه اطلاعات نادرست درباره وضعیت مالی، تحصیلات، شغل، جایگاه اجتماعی یا تجرد، طرف مقابل را به ازدواج موقت سوق دهد.
در این شرایط فرد فریبخورده حق فسخ عقد را دارد و علاوهبر آن، مرتکب مشمول مجازات کیفری و حبس تعزیری میشود. همچنین در صورت وارد شدن ضرر مالی یا سوءاستفاده از اعتماد، امکان مطالبه خسارت و پیگیری قانونی برای جبران آسیبهای مالی و حقوقی فراهم است.
حکم جلب فریب در ازدواج
موارد فریب در ازدواج علاوهبر ایجاد حق فسخ نکاح برای فریبخورده از منظر کیفری نیز قابل پیگرد خواهد بود. مطابق ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات، فریب یا تدلیس در ازدواج جرم محسوب شده و برای فریبدهنده مجازات حبس تعزیری در نظر گرفته شده است.
صدور حکم جلب برای متهم به طور مستقیم رایج نیست؛ مگر آنکه فریب با جرائم دیگری مانند کلاهبرداری یا خیانت در امانت همراه باشد. در این صورت قاضی میتواند دستور احضار یا صدور قرار جلب برای تضمین حضور متهم در دادگاه صادر کند.
مرور زمان فریب در ازدواج
زمانی که صیغه عقد میان زن و مرد جاری میشود در حقیقت یک پیمان حقوقی الزامآور میان آنها شکل میگیرد که مسئولیتها و تکالیفی را برای هر ۲ طرف ایجاد میکند. در صورت بروز فریب یا کتمان حقیقت، قانونگذار برای طرح دعوا مهلت مشخصی در نظر گرفته است.
مطابق مقررات، شخص زیان دیده باید حداکثر ظرف ۶ ماه از زمانی که برای نخستینبار متوجه فریب میشود، اقدام حقوقی لازم را آغاز کند. این مدت از لحظه اطلاع از تدلیس محاسبه میشود و نه از تاریخ عقد.
اگرچه گذشت این بازه میتواند مانع پیگیری قضایی شود، اما در موارد خاص که آثار فریب همچنان ادامه دارد یا خسارات جدی ایجاد شده است، قاضی میتواند شرایط پرونده را بهطور استثنایی بررسی کرده و امکان تمدید یا پذیرش دعوا را مدنظر قرار دهد.
جبران خسارت فریب در ازدواج
در صورت وقوع تدلیس در نکاح، فرد فریبخورده علاوهبر حق فسخ نکاح، میتواند مطابق قواعد مسئولیت مدنی از فرد فریبدهنده مطالبه خسارت کند. این حق شامل حال زمانی است که فریب توسط یکی از زوجین یا با کمک شخص ثالث انجام شده و مستقل از استفاده از حق فسخ باشد.
به عنوان مثال، اگر مردی به خاطر تدلیس با زنی غیرباکره ازدواج کرده، میتواند تفاوت مهریه بین دختر باکره و زن غیرباکره را به عنوان خسارت مطالبه کند یا در صورت پرداخت نکردن مهریه، ما بهالتفاوت را از مهریه کسر و بقیه را به زن بدهد.
فسخ عقد نکاح در فریب از ازدواج
بر اساس قانون مدنی، تحقق تدلیس یا فریب در ازدواج به طرف فریبخورده حق فسخ نکاح میدهد. ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی بیان میکند که اگر در یکی از زوجین صفت خاصی شرط شده باشد و بعد از عقد مشخص شود که آن صفت در طرف وجود ندارد، حق فسخ برای طرف مقابل ایجاد میشود، چه شرط صریح در عقد ذکر شده باشد و چه به طور ضمنی توافق شده باشد.
فسخ نکاح به دلیل فریب فوری است و فرد فریبخورده باید بلافاصله پس از اطلاع از فریب اقدام کند. این فسخ با طلاق متفاوت بوده و نیازمند طی تشریفات قانونی طلاق نیست. در صورت نیاز به دریافت مشاوره اختصاصی، میتوانید از بهترین وکیل پایه یک دادگستری تهران در این زمینه استفاده کنید.

با توجه به مطالب گفته شده، فریب در ازدواج رفتاری مجرمانه تلقی شده که میتواند تصمیم طرف مقابل را تحتتأثیر قرار دهد و حق فسخ نکاح را برای فرد فریبخورده ایجاد کند. علاوهبر حق فسخ، امکان مطالبه خسارت و دریافت مجازات کیفری برای فرد فریبدهنده فراهم است.
این جرائم شامل مخفی کردن وضعیت تحصیلی، مالی، شغلی، ازدواجهای قبلی، سلامت جسمی و روانی و ویژگیهای شخصیتی میشود. رعایت مهلت ۶ ماهه برای شکایت و جمعآوری مدارک مستند از اهمیت ویژه برخوردار است. همچنین در ازدواج موقت یا دائم، طرف فریبخورده میتواند حق فسخ و جبران خسارت مالی را اعمال کند تا عدالت حقوقی برقرار شود.

